و به سلامتي و شكر خدا نگرانيها تموم شد...يه چند مدت نبوديم و اين عربها دوباره شروع كردن به خليج عر عر(البته ببخشيد خر هميشه عر عر ميكنه) و ما هم نميتونيم حيووناي زبون بسته را كتك كاري كنيم..چون خدا ميگه كه با حيووناي زبون بسته به مهربوني رفتار كنيد..ولي حيووناي كه سركش ميشن رو بايد چكار كرد...البته از نظر من كه بايد رهاش كنيم...منم چون حقيقت هميشه گفته خليج فارس،خليچ پارس،بحر فارس،خلیج الفارسی،Persian Gulf ولي نميدونم چرا ابوموسي را مي خوان تصاحب كنن؟؟؟ از نظر اقتصادي نيست..بخوان زيادي ادعا كنن..پس منم مجبور ميشم نقشه هاي امپراتوري ايران را رو كنم شايد بنده ي آمريكايي ها يه كمي به خودشون و كوتاه بيان...
خلاصه پيشاپيش مصوب شدن تشكيل استان خليج فارس استان جديد ايران به محوريت ابوموسي را به همه ايرانيان و همسايه هاي طمعكار تبريك عرض مي كنم....گواراي وجودمان...
باز عهدنامه هایی که برای حسین زمان فرستادیم از نیامدنش پیداست که هنوز اهل کوفه ایم
هر روز که از خواب بیدار میشویم توی نماز صبح میگیم که خدا کنه هرچه زودتر بیایی هر جا که سخن از غیبت شماست میگیم خدا کنه که بیایی همه جا پر از ظلم و ستم شده،،همیشه میگیم که یا صاحب الزمان عجل الفرج،به خودمان بیاییم نه شما خودم رو میگم شده که یک روز از خواب بیدار شویم و بگیم خدایا میشه این جمعه بیاد ما که طاقتمون سر رفت میشه برای سلامتی آقا صدقه ایی بدهیم یا اگر امکان صدقه نیست برای آن حضرت صلوات نذر کنیم که سالم باشن.
شده است که این گناهکاریهای و فسق و فجور کم کنیم از این ور میگیم آقا جون ظلم زیاده گرفتاری زیاده..اما نشده من که شب می خوابم خبر از همسایه ام را ندارم که گرسنه اند یا نه،، شده غیبت کسی رو نکنیم.شده آبروی کسی رو نبریم، شده سر دختر فامیل یا آشنا یا همون دوست دختر بلایی سرش نیاریم؟؟؟
شده تا حالا بگی منی که منتظر آقام، توی هیئت مواظب چشمانم میشم که برای امام اشک بریزم نه برای ریا و یا نگاه کردن به نامحرم...
شده از اینکه بری بیرون از خونه و ........
نمیدونم چی بگم/// فقط میتونم این رو بگم آقا جون قربونت برم نیا میترسم که ما شیعیان خودمان تو رو به هلاکت برسونیم هر چند با این کار شیعیان خون از چشمان مبارک آقا میاد....
بنده نه مذهبی ام و نه بسیجی و نه از مذهبی بودن شرمم میاد آدمی که تجربه های زیادی دارم و کاملا عادی که راه و روش بقیه واسم همیشه علامت سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یتیما با ظرف شیر----ساکتن و سر به زیر
غم رو شونه هاشون----اشک چشماشون روی گونه هاشون
ناله میکنن از غم باباشون-----اشک چشماشون روی گونه هاشون
اون که شب میومد تک و تنها----روی شونه اش نون و خرما
حالا فهمیدن کی بوده----اون که شبها با حال خسته میومد با روی بسته فهیمدن علی بوده
تیره شده آسمون---دلها همه غرق خون
در دل خرابه-----چشمهای گرسنه به راه بابا
از کسی به جز اون غذا نمیخان---- بی وجودش از دنیا سیرن برای بابا میمیرن
خرابه ها تاریک و سرده----بابا دیگه بر نمی گرده
یتیما امشب گرسنه بخوابیدکسی دیگر نصف شبی نمیاد در خانه تان بزند لقمه نانی دهد... یتیما امشب گرسنه سر بزارید بر زمین علی دیگر نمیاد در خانه تان..یتیما بابای ما دیگر توان بلند شدن از روی زمین را ندارد..یتیما از امروز به بعد یتیمی را بیشتر احساس می کنید.. علی دیگر در بستر مرگ است.امشب نه شبهای دیگر هم علی نمی آید..علی ندای فزت و رب الکعبه را سر داد.. علی دیگر دنیا را ترک می کند..
به راستی که یتیم شدیم یا علی(ع)دیگر شمشیر نا اهلان بر سر شیعه فرود میاد همانطور که آقا امام حسین را در کربلا سر بریدند و بر پیکر مبارکش رقیصدند...
دنیا را ترک کرد در حالی که نماز بین دو لبش بود.
فرا رسیدن شب های قدر و آمرزش گناهان و شب ضربت و شهادت مولی الموحدین بر همه شیعیان و پیروان راستینش تسلیت باد.... ما رو در این شبها از دعای خیرتان فراموش نکنید.
با سلام خدمت همه عزيزان شرمنده که بعد از مدتي دارم به روز ميشم راستش دسترسي به اينترنت نداشتم و خيلي کم ميتونستم به کافي نت برم و هردفعه هم که ميرفتم نمي شد کاري رو انجام بدم...
چون يا سايت فيلتر بود يا هم اينترنت قطع مي شد... خلاصه امروز اومدم يه کمي از درد و دلهايم رو به جناب آقاي ميرحسين موسوي و شيخ کروبي اشخاصي که در انتخابات راي نياوردند و موجب اين شدند که ملت را به جان هم ديگر بريزند و جنبشي به نام جنبش سبز راه بيندازند.
با سلام...
بنده محمد نيک زاد وطن پرست و وطن دوستي که بیست و دوسال22 سال از عمر خود را در خارج از کشور به سر بردم و حدود 2ماهي مي شود که به ايران آمدم و آن روزها هم اوايل انتخابات رياست جمهوري بود و خيلي هم جو قشنگي بود اون هم بعد از اين همه سال بيايي کشور و ببيني که انتخابات و همه جاي ستاد انتخاباتي و مردماني با پارچه هاي رنگي مختلف که بر رو بازو پيشاني يا دستان خود بسته بودند و همه با هم شاد بودن و خيلي هم مي خنديدند اين خنده ها زماني که اعلام نتيجه شد ادامه داشت اما چند روز بعد اين خنده ها تبديل شد به گريه و اشک و در خيلي از جاها مردم به حان هم ديگر ريختن چون به دستورات شما که فرموديد که در نتايج بازي شده مردم را به خيابانها ريختيد و و جنبشي به نام جنبش سبز راه افتاد اما من هيچ جنبش سبزي را نديدم چيزي که ديدم جنبش خوني بود...مگر شما از مهندس رضايي چه کم داشتيد که خيلي زود تبريک را به آقاي احمدي نژاد گفتند و خودشان را کشاندند کنار ولي شماها که اموال انگليس و آمريکا به جيبتان سرازير ميشه اجازه اين کار را داد که شما هم تبريک بگين ..... نه متاسفانه...آقاي کروبي شما که خود را شيخ اصلاحات مي دانيد و مي خواهيد مملکت را اصلاح کنيد آيا اين اصلاح است که خون جوانان مردم را بريزيد يا اينکه آشوب به پا کنيد اين اصلاح؟؟؟ آقاي مير حسين موسوي شما که از نسل و سلاله رسول اکرم مي باشيد رسول اکرم با کفار هم دست بود که اسلام را آورد؟؟
من تا بحال نديدم که سيد يا مير بخواهد راه درست را انتخاب کند و و در آن هم پر از خونريزي باشد..بياييد دست از اين خونريزي و کشتار برداريد و دل مادران را بيشتر از اين داغديده تر نکنيد بياييد جواناني که عصاي گرم خانواده هستند را با گفتارهاي شما که تحت حرفهاي دولتمردان خارجي هستند را از بين نبريد..ايران به اندازه کافي جلو رفته و ما از اين وعده هاي دروغين شما هيچ نمي خواهيم...
در آخر يک کلام به سيد محمد خاتمي که ننگ بر آل رسول مي باشد عرض مي کنم...آيا شما که گفتگوي تمدنها را آغاز نموديد همين بود تمدن که خون ناحق جوانان را بريزيد که ما آزادي مي خواهيم نه آقاي محترم اين تمدن نيست اين همان وحشيتگري عصر سنگ مي باشد..مي دانم که حرفهاي من بر شما سنگدلان هيچ اثري ندارد اما از خدا مي خوام که شما را به راهي اصلاحاتي که خدا مي داند هدايت کند...آمين
در آخر به تمامی کسانی که عرض می کنند رای من کجاست؟where is my VOTE
اگر اطلاعی ندارید که رأیتون کجاست من بهتون میگم رأی همه شما ها در صندوق رأی که ریخته بودین اما متأسفانه شما به اشخاصی رأی دادین که کمترین رأی را در بقیه استانها داشتند..امیدوارم که بتونم کمکتون کرده باشم تا رأی خود را پیدا کنید.
محمد نيک زاد
که تخت عجم را کنند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!
با سلام خدمت همه عزیزان خواننده این وبلاگ....
از انتخاب این بیت شعر که در بالا آمده نشان از نفرت بی اندازه من نسبت به اعراب این منطقه البته به جز اعراب ایران زمین و هموطن.. دلیلش هم از اینست که بعد از یک عمر زندگی بدون اینکه کوچکترین مشکلی برای این کشور( قطر ) بوجود آورم محکوم به این شدم که اینجا را ترک کنم....البته که غمی نیست میرم به کشور خودم میرم به ایران عزیز درسته که قطر بدنیا اومدم ولی میتونم زندگیمو توی ایران ادامه بدم ولی افسوس اینکه مجبور میشم خانواده ام را ترک کنم --ناراحتم هم به خاطر اینکه بعد از ۲۳ سال آخرش معلوم نشد که من ایرانی ام یا قطری دچار چند هویتی شدم ایران که میرم میگن خارجی ...قطر که هستم میگن ایرانی نه اینطرف و نه هم اونور.............
از همه عزیزان التماس دعا دارم.... البته که تا آخر این هفته فرصت دارم ولی ۹۹٪ قطعی شده که برم ایران...من هم به امید ۱٪ بدجور زیر فشار روانی و اعصاب قرار گرفتم...هرچیز که سرنوشت رقم بزنه و خدا خودش راضی باشه من هم که راضیم به رضاش....خدا صبرم بده.....مشتاقتم ایران...